دیگه هیچ امیدی به هیچ چیز ندارم خستم
کاش........
دل نوشته یه دییونه
دیگه هیچ امیدی به هیچ چیز ندارم خستم
کاش........
به نام افریننده اشک برای بی کس
کاش از اول میدونستم تو مال دیگرونی
کاش از اول میفهمیدم تو با من نمی مونی
کاش از اول میدونستم تو ما ل من نمی شی
کاش میفهمیدم تو از عشق من گریزونی
از فکرو قلبم که نمیری به همین زودی
تو اون فرشته پاکی که من فکر میکردم نبودی
میدونم هر جا که هستی با هرکسی که نشستی
به راحتی فراموشم میکنی تو به زودی
این هه عاشق بودم تو نفهمیدی
منکه عاشق بودم تو نفهمیدی
باتو صادق بودم تو نفهمیدی
کاش از اول میفهمیدم تو مغروری
کاش میدونستم از دنیای من دوری
کاش اروم اروم از قلب من میرفتی
این همه عاشق بودم تو نفهمیدی باتو صادق بودم
.......
این روزا خیلی خستم بریدم همش فکر میکنم اینا اخراشه اخرای ......
دیگه خستم خسته از تحمل زور خسته از فریاد از درون
خسته از لبخند اجباری خسته از محکومیت بی جرم
خسته از.....

قلب من میگه که هستی
اما چشمام میگه که نیستی
خیلی سخته که باورم شه که دیگه تو نیستی
قلب من میگه هنوز چشاتو
رو به عشق من نبستی چشم من میگه که تو رفتی اما قلبم میکه که هستی حالا که همش خیالت
بزار دستاتو بگیرم
بازا تو فرض محالم باتو باشم تا بمیرم
بزار عاشقت بمونم
بزار عاشقت بمونم
بزار عاشقت بمونم
حالا که همش تو رویاست نزار دلتنگت بمونم
بزار عاشقت بمونم
بززززار عاشقت بمونم
فردا روز دیگری است
كه بی تو
بر عمر تلف شده افزوده می شود
همین روزها
روز رفتن از راه می رسد
و من طوری از خیال تو گم می شوم
كه انگار هرگز نبوده ام … !
دوست دارم به سادگی یه لبخند
فقط همین

همه میگن که تو رفتی
همه میگن که تو نیستی
همه میگن که دوباره
دل تنگمو شکستی
دروووغه
چجوری دلت میادو
منو این جوری بیبینی
با ستاره ها نزدیک
منوتودور بیبینی
همه میگن که تو مردی
همه میگن که تنتو
به فرشته ها سپردی
همه میگن که عجیبه
اگه منتظربمونم
تا ابد اینجا میمونم
بی تو اسمت عزیزم
اینجا خیلی سوتو کوره
ولی خوب عیبی نداره
دل من خیلی صبوره
ولی خوب عیبی نداره
..............
سلام عزیزم نزار دوباره این عادت برگرده برام بیا تا باهم بسازیم جاده غریب روزگارو
نمی دونم از کجاشروع کنم اما میگم بدون مقدمه وقتی میگی سرم درد میکنه ولم کن میخوام تموم دنیا نباشه خیلی ناراحت میشم وقتی میبینم گرفته ای به خدا میخوام بمیرم نمی دونی چه حسی داره وقتی به یکی دل بهبندی وقتی به کسی دل ببندی که .......... اره نفسم اره من دوست دارم اونم خیلی حاضرم ناز نگاهتو به گرووووون ترین قیمت دنیا بخرم نفسم دیگه نگو از من .........
من نمی دونم چی جواب بدیم
اخه من انقدر عاشقتم اینقدر دییونتم
که هرکی بیبینه فکر میکنه دوست ندارم
اره من دوست ندارم
اما حاضرم رگمو برات بزنم
اره دوست ندارم
اما میتونم بگم اینقدر خاطر خاطم که حاضرم
فدات بشم
تو بگو تو چی دوسم داری
میخواستم تازه بهت تکیه کنم اما داری کم کم پشتمو خالی میکنی نفسم ازت میخوام کنار باشی و پشتمو خالی نکنی
منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم
در چشمانت خیره شوم دوستت دارم
را بر لبانم جاری کنم
منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم
سر رو شونه هایت بگذارم....از عشق تو.....
از داشتن تو...اشک شوق ریزم
منتظر لحظه ی مقدس که تو را در اغوش بگیرم
بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم
وبا تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هدیه کنم
اری من تورا دوست دارم
وعاشقانه تو را می ستایم
ببخشید منو
به خاطر تمام بدی هام
ببخش
فقط یه بار
یه محلت
برای دوباره نفس کشیدن باتو
منو ببخش خیلی
دوست دارم
و میدونم لیاقتت تو
ندارم اما چه کنم که ندیده عاشقت شدم
نفسم دوست دارم
حاضرم برات بمیرم

فکر کنید تو یه خیابون تاریک دارید با ماشینتو رد میشید که نگاهتون میوفته به گوشه خیابون که تو ایستگاه اتوبوس ۳ نفر هست یک پیر زن در حال مرگ که باید به بیمارستان بره دو یک دکتر که یک روز جون شمارو نجات داده سه عشقتون که همیشه بهش فکر رکدین و منتظر فرصتی بودید تا بهش برسید حالا شما فقط و فقط میتونید یکی رو سوار کنید به نظرتون کیو سوار میکنید اول جواب بده اونم چی با دلیل بعد من جوابمو بهتون میدم این پاییین خواهش اول نظرتو بگو بعد بخون .
.
.
.
من سوئیچ ماشینمو میدادم به خانوم دکتر و میگفتم پیر زنو برسونه و خودم همراه عشقم منتظر اتوبوس میشستیم

سر را به روی شانه هایت کاش بگذارم
حالا مرا دیوانه می دانی یقین دارم
حالاکه اینگونه نگاهت را خریدارم
ابر غم انگیزی پراز بغض فراگیرم
دلتنگم امشب ، تا سحر یکریز می بارم
گم شد دلم در کوچه های بی سرنجامی
سر را به روی شانه هایت کاش بگذارم . . .
از دوریت افتاده ام در کام شاید ها . . .
از این همه آواره بودن سخت بیزارم
راهی نمانده پیش و رویم خوب می دانی . . .
دیگر پس از تو یک قدم هم بر نمی دارم
ای کاش می دیدی تمام شب نخوابیدم
من در خیال بودنت درگیر تکرارم
گل من گریه مکن
که در آینه ی اشک تو غم من پیداست
قطره ی اشک تو داند که غم من دریاست
گل من گریه مکن
سخن از اشک مخواه که سکوتت گویاست
از نگه کردنت احوال تو را می دانم
دل غربت زده ات
بی نوایی تنهاست
من و تو می دانیم
چه غمی در دل ماست
گل من گریه مکن
اشک تو صاعقه است
تو به هر شعله ی چشمان ترم می سوزی
بیش از این گریه مکن
که بدین غمزدگی بیشترم می سوزی
من چو مرغ قفسم
تو در این کنج قفس بال و پرم می سوزی
گل من گریه مکن
که در ایینه ی اشک تو غم من پیداست
قطره ی اشک تو داند که غم من دریاست
دل به امید ببند نا امیدی کفرست
چشم ما بر فرداست
ز تبسم مگریز
در دندان تو در غنچه ی لب زیباست
گل من گریه مکن ...
تقدیم به عزیزترینم1
===========2
چون تورا دوست دارم3
{هر کجا هستم،باشم}4
عشق تو همراه من است5
قلب من جای تو شد6
قلب تو مال من است7
این مهم نیست که شام شب ما رنگین نیست!8
بعدِ باران..9
اوج قوس کمر رنگین کمان10
همت مرد جوان11
همه احساس خدا در گل سرخ12
خود من،با سبد غیرت سیب13
خود تو!با کُره ی چشم زمین14
همگی مال من است15
دوستت دارم نفسم16

شادم که در شرار تو میسوزم
شادم که در خیال تو می گریم
شادم که بعد وصل تو باز اینسان
در عشق بی زوال تو می گریم
پنداشتی که چون ز تو بگسستم
دیگر مرا خیال تو در سر نیست
اما چه گویمت که جز این آتش
بر جان من شراره دیگر نیست
به وسعت تمام دریاها و آسمان.
وقتی درفکرت هستم گذشت زمان را احساس نمی کنم.
ای کاش لحظه های با هم صحبت کردنمان را جاودانه می کردیم.
کاش من و تو ما می شدیم همان گونه که در قلبمان یکی هستیم.
من و تو وجود ندارد.
تمام وجود من در تو خلاصه شده.یعنی:
۱+۱=۱
اگرتو از من بپرسی : آیا من نیز چون ماه زیبایم ؟
من خواهم گفت : نه ، نیستی
اگر تو با نگاهی مضطرب بپرسی : آیا حاضری تکه ای از قلبت
را تا ابد به من بدهی ؟
من خواهم خندید و گفت : نه ، نمیدهم
اگر با گریه پرسی : آیا در هنگام جدایی گریه خواهی کرد ؟
من دوباره خواهم گفت : نه ، نمیکنم
وتو با دلی شکسته از جا بلند شد در حالی که قطره های
الماس اشک چشمانش را نوازش
میکرد من دست تورا خواهم گرفت و در چشمانت خیره میشوم و میگوییم ،
تو به انداره ی ماه زیبا نیستی بلکه بسیار زیباتر از آن هستی
من تمام قلبم را تا ابد به تو خواهم داد نه تکه ای کوچک از
آن را
و اگر از من جدا شوی من گریه نخواهم کرد بلکه خواهم مرد !!!![]()
دوست دارم نفسم

حس عشق و عاشقی در اکثر این ناس نیست
یاد ما در قلب تو خالی از این احساس نیست
گر تو باشی با منش در این زمان
کل دنیا و زرش وسواس نیست
ار تو دانی یا ندانی قدر این دل
به خدا این نهال عشق ما ریواس نیست
.
.
.
" از خط خطی های خودم "
همیشه توی بازی شطرنج تو بازنده بودم

یه پسر و دختری سالیان سال عاشق همدیگه
بودن و میخواستن با هم ازدواج کنن
اما این وسط یه مشکل وجود داشت
اونم اینکه دختره به پسره خیانت میکنه
و با یه پسر دیگه ازدواج میکنه.
پسره وقتی که میفهمه قلبش میشکنه
و تصمیم میگیره خودکشی کنه
واسه همین 30 میلی لیتر بنزین
به خودش تزریق میکنه!
اما دوستاش قبل از اینکه بمیره
میرسوننش بیمارستان....
خلاصه چند روزی تو بیمارستان بستری
بوده تا اینکه یه روز همون
دختره با کمال پررویی میاد ملاقات پسره
پسره که بعد از اون ماجرا افسردگی گرفته بوده ،
وقتی چشمش به دختره میافته یه چاقو ورمیداره
و میافته دنبالش حالا پسره بدو......دختره بدو
تا اینکه پسره بالاخره دختر رو میگیره
چاقو رو میبره بالای سرش و تا میاد بزنه........
....
....
....
بنزین تموم میکنه !!!
پس در مصرف بنزین صرفه جویی کنید
!!!پرسيدم : عشق چيست ؟ گفت : آتشي است
گفتم : مگر آن را ديده اي ؟ گفت : نه در آن سوخته ام
|
،بی تو نه امور این جهان لنگ شده ،نه بین زمین و آسمان جنگ شده ،نه کوه شده آب، نه دریا شده خشک اما دل من برای صدای تو تنگ شده |
سلام سلام بهونه قشنگ زندگیم 
دارم واست یه حقیقتو میگم 
پس خوب بکن نگاه به حرکت لبهام 
به صدای قلبم خوب گوش کن 
همش داره میگه یا تو یا تو 
لمس کن احساسمو 
که همش به امید 
دیدار تو .....
ای که با هر نفست 
روح تازه ای در درونم جریان 
پیدا می کند 
بدان و همیشه به یاد داشته باش
تا ابد تا روز پایان 
تا اون جایی که کسی نیست 
که صدات کنه بدون به یادتم 
و به یادت جون میدم 
وبدان گر هوا شوی 
نفس شوم 
گر تیشه شوی 
ریشه شوم 
وبدون 
...
...
...

دوست دارم


عشق یعنی مستی و دیوانگی
عشق یعنی با جهان بیگانگی
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
عشق یعنی سجده ها با چشم تر
عشق یعنی سر به دار آویختن
عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی در جهان رسوا شدن
عشق یعنی مست و بی پروا شدن
عشق یعنی سوختن یا ساختن
عشق یعنی زندگی را باختن
عشق یعنی انتظار و انتظار
عشق یعنی هر جه بینی عکس یار
عشق یعنی دیده بر در دوختن
عشق یعنی در فراقش سوختن
عشق یعنی لحظه های التهاب
عشق یعنی لحظه های ناب ناب
به یادش
سلام بهونه ی قشنگ من برای زندگی، آره بازم منم همون دیوونه ی همیشگی. فدای مهربونیات، چه میکنی با سرنوشت؟ دلم واست تنگ شده بود، این نامه رو واست نوشت. حال من و اگه بخوای، رنگ گلای قالیه، جای نگاهت بد جوری، تو صحن چشمام خالیه. ابرا همه پیش منن، اینجا هوا پر از غمه، از غصه هام هر چی بگم، به جون خودت بازم کمه.
دیشب دلم گرفته بود، رفتم کنار آسمون، فریاد زدم یا تو بیا، یا من و پیشت برسون. فدای تو نمیدونی بی تو چه دردی کشیدم، حقیقتو واست بگم، به آخر خط رسیدم. رفتی و من تنها شدم با غصه های زندگی، قسمت توسفر شد و قسمت من آوارگی. نمیدونی چقدر دلم تنگ برای دیدنت، برای مهربونیات، نوزشات....
به خاطرت مونده یکی همیشه چشم به راهته؟ یه قلب تنها و کبود هلاک یه نگاهته؟ من میدونم... من میدونم همین روزا عشق من از یادت میره، بعدش خبر میدن بیا، که داره دوستت میمیره.
روزات بلنده یا کوتاه؟ دوست شدی اونجا با کسی؟ بیشتر از این من و نزار تو غصه و دلواپسی... یه وقت من و گم نکنی تو دود اون شهر غریب، یه سرزمین غربته با چند تا نیرنگ و فریب... فدای تو یه وقت شبا بی خوابی خستت نکنه غم غریبی عزیزم سرد و شکستت نکنه... چادر شب لطیفتو از روت، شبا پس نزنی تنگ بلور آب تو یه وقت ناغافل نشکنی... اگه واست زحمتی نیست بر سر عهدمون بمون منم تو رو سپردمت دست خدای مهربون. راستی دیروز بارون اومد من و خیالت تر شدیم رفتیم تو قلب آسمون با ابرا هم سفر شدیم. از وقتی رفتی آسمونمون پر کبوتره، زخم دلم خوب نشده از وقتی رفتی بدتره. غصه نخور تا تو بیای حال منم اینجوریه، سرفه های مکررم مال هوای دوریه. گلدون شمعدونیمونم عجیب واست دلواپسه مثل یه بچه که بار اوله میره مدرسه.
تو از خودت برام بگو، بدون من خوش میگذره؟ دلت میخواست میومدم یا تنها رفتی بهتره؟ از وقتی رفتی تو چشام فقط شده کاسه ی خون، همش یه چشمم به دره چشم دیگم به آسمون. یادت میاد گریه هام و ریختم کنار پنجره داد کشیدم : تو رو خدا نامه بده یادت نره، یادت میاد خندیدی و گفتی حالا بزار برم، تو رفتی و من تا حالا کنار در منتظرم.امروز دیدم دیگه داری منو فراموش میکنی، فانوس آرزوهامونو داری خاموش میکنی.گفتم واست نامه بدم نگی عجب چه بیوفاست، با اینکه من خوب میدونم جواب نامه با خداست. تنها دلیل زندگی با یه غمی دوست دارم داغ دلم تازه میشه اسمتو وقتی میارم.
وقتی تو نیستی چه کنم با این دل بهونه گیر مگه نگفتم چشاتو از چشم من هیچوقت نگیر؟ حرف من و به دل نگیر همش مال غریبیه، تو رفتی من غریب شدم، چه دنیای عجیبیه. زودتر بیا بدون تو اینجا واسم جهنمه دیوار خونمون پر از سایه غصه و غمه. تحملی که تو دادی دیگه داره تموم میشه، مگه نگفتی همه جا مال منی تا همیشه؟
دلم واست شور میزنه این دل و بی خبر نزار، تو رو خدا با خوبیات رو هیچ دلی اثر نزار.
فکر نکنی از راه دور دارم سفارش میکنم، به جون تو فقط دارم یه قطره خواهش میکنم. اگه بخوام برات بگم شاید بشه صد تا کتاب، که هر صفحش قصه ی چند تا درد و چند تا عذاب.
میگم شبا ستاره ها تا میتونن دعات کنن، نورشونو بدرقه ی پاکی خندهات کنن.